تبليغاتX
ساحل اميد - آینده غرب در منطقه خواهد بود؟...

کدامیک شریک استراتژیک آینده غرب در منطقه خواهد بود؟

افغانستان یا پاکستان؟

بدون تردید پاکستان بعنوان یک شریک استراتژیک غرب سالیان متمادی ودرازدرمنطقه نقش ایفا نموده واز این رهگذر سود سر شارهم عایدش گردیده است. دردوران جنگ سرد بخصوص ازهنگام تجاوزارتش سرخ به افغانستان، پاکستان به مثابه خاک ریز اول غرب درمواجهه با قدرت نظامی افسانه ای بلوک شرق بحساب می آمد جنگ سرد با اوضاع خاص خودش ولشکر کشی یکی از دوابر قدرت جهانی، به نقطه حساس وکلیدی منطقه همچون افغانستان برای طرف مقابل بسیارسنگین وغیرقابل تحمل بوداز این رونزدیک ترین پایگاه به کانون بحران به وجود آمده که همانا پاکستان است،برای زیرنظر داشتن تحرکات رقیب ،مقابله ومهارآن،  برای غرب موقعیت استراتژیک یافت.

گرچند دراین سالیان دراز، بموازات حضورنامریی غرب درافغانستان، برای کنترل اوضاع درکشور، بخصوص قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نقش پاکستان برای غرب وهمچنین شرکای عرب آنها بسیارحیاتی بود .اما بعدازفروپاشی شوروی سابق ونیزسقوط رژیم وابسته آن درکابل پاکستان به دهلیززیرزمینی ورود غرب به افغانستان تبدیل گردید ناگفته نماند حفاری این راهروی زیر زمینی با دستان مجموعه که بعد ها بنام جنبش طالبان مطرح گردیدند با سرمایه گذاری کلان این سه محور— امریکا شیوخ عرب وپاکستان-- قبلا انجام شده بود.

حادثه یازده سپتامبر زمانی بهره برداری دقیق از سرمایه گذاری های سه جانبه و دراز مدت غرب، شیوخ عرب وپاکستان- البته درراستای تامین منافع غرب- درمنطقه به حساب می آید گرچند آمریکا به اهداف استراتژیک منطقه ای اش آنگونه که دردستورکار قرار داشت نرسید اما ازمنظرهمه کارشناسان زبده سیاسی انعقاد تکوین وگسترش القاعده و    حادثه یازده سپتامبر،کلید شروع برداشتن نخستین گام بلند آمریکا بسوی اهداف درازمد اش در منطقه خاورمیانه بوده است.

پروژه عراق وطرح خاورمیانه بزرگ رایس  در تجاوز اسرایئل به لبنان بعنوان بخشی از این اهداف بلند مدت منطقه ای بود که به منظور دست یابی به منابع عظیم وسرشار انرژی منطقه، مهارکانون بحران خاورمیانه ---ایران--- وحراست ازاسرایئل شریک استراتژیک دیگرغرب دربرابرآماج سهمگین جنبش بیداری اسلامی در لبنان وفلسطین، طراحی وبه مرحله اجرا در آمد. اما اینکه غرب چقدر توانست به این اهداف دست یابد؟وچراطرح خاورمیانه رایس همراه با تانک های مرکاوای اسرایئل درمثل چنین روز های درجنوب لبنان برای همیشه دفن گردید؟ وعراق بسان باتلاق مرگباربرای سربازان نازک نارنجی دموکراسی در آمد؟ مجال تحلیل وبررسی دیگر می طلبد.

آنچه دراین میان قابل توجه ودقت است این است که پاکستان ازاین شراکت با غرب وشیوخ منطقه منافع کلان وسود سر شاررا نصیب گشت شاید مهمترین هدف تاریخی پاکستان از مساعدت با غرب بمنظور دامن زدن به بحران وناامنی درافغانستان،مشکل مرزی این دو کشوردر دوسوی خط دیورند است دلیل گویای براین ادعا تمرد پاکستان ازهمدلی وهمراهی صادقانه با نیروهای متحد غربی درجنگ با ترویسیم ، برای ریشه کنی بقایای جنبش طالبان واستقرار صلح وآرامش وامنیت دایمی درافغانستان است.

 پاکستان گرچند درآغازاین رویارویی ، درصف سپاه ضد تروریسیم قرارگرفته و ده ها هزار نفر از نیروهای ارتش  آن کشور در وزیرستانمحل حکومت در تبعید طالبان ودژ تسخیر ناپذیز القاعده—در برابرآنان صف آرایی نمود اما به زودی با عقب نشینی از مناطق قبایلی سرحد، عملا آن جا را به مرکز حاکمیت قدرتمند القاعده جهت نفوذ به افغانستان وناامن ساختن نواحی جنوبی وجنوب شرق افغانستان ،تبدیل کرد.

در آغاز سازماندهی مجدد، طالبان با پشتوانه لجستیکی وهمراهی ومساعدت همه جانبه سازمان امنیت پاکستان قدرتمندترومنظم ترازگذشته، مرزها را درنوردیده وبا اجرای ترورهای خونین ودهشت افکنی های دردناک، با خیال آسوده به آشیانه امن شان در پاکستان مراجعت مینمودند. اما قدرت ایجاد رعب ووحشت طالبان روز به روز افزایش یافته به گونه که در کمتراز یکسال چندین ولایت رادر جنوب وجنوب شرق کشور به لانه امن انجام عملیات تروریستی خود تبدیل نموده واز این رهگذر کل کشور را با شدت هر چه تمام با نا امنی وترس وهراس، مواجهه ساخت واینسان آسوده خاطر دایره عملیات وتحرکات جدی رابه سوی مرکز گسترش داده و با سازماندهی دوباره نیروها یش درغزنی وانجام تحرکات چون گروگانگیری اتباع کره جنوبی عملا پایتخت کشوررا هم درتیررس اهداف تروریستی  قرار دادند. اینک که طالبان با حمایت وسیع پاکستان ونیزچراغ سبزهم تباران شان در راس هرم قدرت درکابل، گستاخ ترومصمم تراز گذشته آهنگ تسخیر دوباره کشوررا داردو وجهه دهشت افکنی وتروریستی آنها را،  اندیشه طایفه سالاری با آب زمزم تطهیرساخته وبه عنوان یک جنبش نظامی مخالف ازسوی حاکمان کشور ، مقبولیت رسمی یافته اندسئوال اساسی این است که :

آیا واقعا غرب درصددنابودی تروریسیم واز هم پاشی گلو گاه تغذیه باند های مافیای جهانی موادمخدراست که افغانستان بصورت مرکز امن صدوراین دوبلا وآفت جهانی درآمده است؟اگر خیلی خوش باورانه به این دیدگاه ایمان بیاوریمزیرا تروریسیم القاعده و طالبانمولود شوم ونامبارک خود آنان است وزمامداران در اکثرکشور های غربی از جمله آمریکا با پول های هنگفت قاچاقچیان مواد مخدر به قدرت میرسند--- با بروزاقتداروعظمت وگستاخی آنان درجریان مسجد لعل ونیز کشف انبارهای عظیم تسلیحاتی آنان درمرکز پاکستان وتمرد وسر پیچی قهر آمیز جنرال چند ستاره وگرایش او به سمت جریان های بنیاد گرا درآن سوی خط دیورند، ازیکطرف وازجانب دیگر گسترش روزافزون قدرت طالبان وبروزآن درقالب تحرکات نظامی چون گروگان گیری واعدام خارجیان،ایجاد رعب وحشت وناامنی داخلی،وحملات مسلحانه انتحاری وهم چنین رشد فزاینده تولید مواد مخدر وصدور سیل آسای آن به اروپا وآمریکا،در این سوی خط دیورند، از دیگر سو، فاکتورهای آماده است برای اجرایی شدن شایعات حمله سنگین وگسترده نظامی غرب بر پایگاه های شناخته شده تروریسیم القاعده درداخل کشورپاکستان، که دراین صورت با برچیده شدن مخفی گاههای طالبان وقطع جریان اکمالات وتجهیزات آنها از آن سوی مرز، بستر مهار این جنبش یاغی در درون خاک افغانستان به سهولت امکان پذیر خواهد گردید. امنیت وآرامش به عنوان گوهرنایاب وگمشده این ملت، به آن کشور بازگشته با برچیده شدن دامنه بحران ازکشور وبرپایی ثبات وامنیت،افغانستان بمثابه مهمترین شریک استراتژیک غرب درمنطقه درآمده و بصورت پایگاه مهم آنها برای حضوردرکمربند امنیتی روسیه ازیک جهت واستقرارنیروهای غربی درنقطه صفر مرزی با ایرانکانون بحران خاورمیانه ازمنظر غرب—عمل خواهد کرد.رویکرد غیر منتظره لعل مسجد وپیام اخطاریه آن به غرب، کشف دیپوهای تسلیحاتی عظیم القاعده درمرکز پاکستان، خشم وقهر متناوب جنرال وگرایش تاکتیکی او به سمت بنیادگرایان افراطی و برقراری روابط حسنه میان دهلی نو و واشنگتن نشانه های آشکار کمرنگ  شدن نقش پاکستان  از منظرغرب در معادلات سیاسی منطقه است.

درصورت تحقق چنین فرضیه که قرعه فال این بار برابر شواهد وقراین موجود بنام افغانستان رقم خورد وپاکستان از حییز اهتمام غرب در منطقه ساقط گردد برخورد حاکمان کابل درفردای خط دیورند چگونه خواهدبود؟حال که غربیان، تلویحا خط دیورند را برسمیت شناخته اند تبارمسلکان حاکم در کابل، با این معضل تاریخی در آینده چه خواهند کرد؟

اگر باورنکنیم که رجز خوانی غربیان برای امحای تروریسیم ازجدیت وقاطعیت برخورداراست وموقف شریک قدیم استراتژیک غرب یعنی کشورپاکستان را درنزد آنان متزلزل ندانیم راه برون رفت از بحران کنونی دامنگیر جامعه ما در چیست؟

اگرمنصفانه وجسورانه بپذیریم که بعد ازاشغال کشورتوسط شوروی سابق، پاکستان بیشترین نقش رادرشعله ورشدن زبانه های سرکش آتش بحران ملی ونا آرامی های فاجعه باراجتماعی در کشورما داشته است و آگاهانه انگیزه اصلی این استراتژی پاکستان رادرمعضل "خط دیورند"جستجو نماییم راه برون رفت وحل بحران را میتوان به سهولت دریافت.این درک واقع بینانه نیازمند "افغانستان نگری" وتهی شدن از اندیشه غلط "ایل محوری" است که افکار افغان ملیتی ها برذهنیت کرزی وهم تیمی هایش تزریق مینماید ویا نا آگاهانه ونسجیده از حلقوم صبغت الله مجددی ویا شکریه بارکزی بیرون می آید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 5:59  توسط صبا  |